اگر این مقاله را مطالعه میکنید حتما به نوشتن یک داستان فکر میکنید یا قصد شروع نوشتن داستان خود را دارید. اما این سوال را از خود میپرسید که چگونه داستان بنویسیم؟ برای نوشتن یک داستان خوب، چند گام را باید بردارید. خب قبل از هر چیز شما یک «ایده» خوب نیاز داریم، ایده مغز داستان است و احتمالا الان یک ایده خوب دارید. بعد از ایده برای شروع به داستان نویسی اول باید با یک سری مفاهیم، چالشها و باید و نبایدها آشنا شویم و سپس به داستاننویسی بپردازیم.
داستان چیست و انواع داستان کدام است
داستان متن کوتاه یا طولانی است که بازگو کنندهی یک اتفاق یا رویداد واقعی یا تخیلی است. در قالبی دیگر داستان یعنی بازآفرینی رویدادها و حوادثِ به ظاهر طبیعی. در محتوای داستان به اتفاقها، شرایط و حالات شخصیت یا شخصیتها و جزئیات برای انتقال اتفاقات یک رویداد، انتقال مفهوم یا نتیجه مد نظر داستاننویس پرداخته میشود. داستان معمولا دارای سرآغاز و پایان است.
از نظر دستهبندی معمولاً به جز داستانهای غیرمتعارف یا خارج از تقسیم بندیهای رایج، انواع داستان را می توان به داستان کوتاه، داستان بلند، رمان، داستانک و داستان فیلمی/عکسی(کُمیک) تقسیم میشود.
- داستان کوتاه: نوعی از داستان است که حجم کمی دارد. (معمولاً بین 3500 تا 12000 کلمه) و داستاننویس در بصورت مختصر و کوتاه به ارائه بخش یا برشی از واقعه و اتفاقات رخ داده میپردازد.
- داستان بلند: در داستان بلند معنا و مفهوم، اهمیت زیادی دارد و نویسنده زوایای متنوع و مختلفی از آن رویداد را بررسی و بیان میکند. در داستان بلند حجم داستان محدودیتی ندارد.
- داستانک: به داستان کوتاهِ کوتاه داستانی و به مراتب کم حجمتر از «داستان کوتاه» داستانک میگویند. داستانک نهایتاً باید بتواند در چند خط یا حداکثر یک صفحه نوشته منظور و مفهوم خود را برساند.
- رُمان: رمان یک واژه فرانسوی است و به داستانی گفته میشود که نه کوتاه است و نه مثل داستان بلند خیلی طولانی. معمولا تعداد کلمات رمان در حدود 50 هزار کلمه است. در سالهای اخیر رمان تبدیل به یکی از مهمترین اشکال ادبی شده است.
- داستان فیلمی یا داستان عکسی (کُمیک): در این نوع داستانها (که کمیکهای امروزی را به وجود آوردهاند) به صورت مصور(تصویری) از شخصیتهای درون فیلمها، انیمیشنها و در مواردی بازیها استفاده میشود. البته فقط به این موارد محدود نمیشود و میتواند از شخصیت جدید و ناشناختهای در داستان استفاده شود.
مفهوم و ایده داستان
ایده داستان، موضوعی جذاب و کلی برای طراحی و نوشتن داستان است. ایده داستان سه ویژگی زیر را دارد تازگی، حرف خاص یا لحظه خاص و موقعیت محوری. مفهوم یا موضوع داستان، «توصیفی کلی از محتوای درونی داستان» است که به مخاطب انتقال میدهد مانند رقابت، بی وفایی، صداقت، عشق و… میباشد.
ویژگیهای کلی داستان
طی سالها داستان نویسی تغییرات بسیار زیادی کرده که باعث شده نتوانیم باید و نبایدی برای آن قائل شویم و توصیه یا قاعدهای برای آن در نظر بگیریم، اما به طور کلی هر داستان به طور معمول دارای ویژگیهای زیر است:
- هر داستان رویداد یا اتفاقات را نقل میکند
- هر داستان سرآغاز و پایان خود را دارد
- (معمولاً) داستان به نثر است؛ در تعریف نثر، کلامی که در آن، مفاهیم و معانی با وضوح و روشنی و رسایی و با نظم فکر و منطقی بیان می شود و تنها وظیفهء لفظ در آن بیان معنا است.
- معمولا در داستان، داستان نویس از تخیل خود استفاده میکند
- ساختار داستان بر رابطه علت و معلول شکل میگیرد
عناصر موجود داستان
بهتر است قبل از اینکه داستاننویسی را شروع کنیم بدانیم که یک داستان از چه عناصری تشکیل شده است. بررسی این موضوع میتوانید در داستانسرایی بهتر شما و شناخت موقعیتهای داستان شما مفید باشد و در نهایت باعث رسیدن شما به یک داستان موفق و تاثیرگذار شود.
- صحنه: صحنه از عناصر اصلی داستانی است و شامل زمان، مکان و شرایطی میشود که داستان در آن به وقوع میپیوندد. اگر زمان، مکان و شرایط صحنه به درستی در داستان بیان شود باعث درک عمیقتر مخاطب از داستان میشود، البته نیاز نیست که صحنه با تمام جزئیات و کامل بیان شود و کاملا واقعی باشد، گاهی میتواند از تخیل برای جذاب تر کردن صحنه استفاده کرد.
- شخصیتهای داستان: هر داستانی شخصیتهای مختص به خود را دارد که این شخصیتها به شخصیتهای اصلی و فرعی تقسیم میشود. در داستان شما مهم این است که شخصیتهای داستان جذاب باشند و به درستی معرفی شوند. معمولا شخصیتهای داستان به مثبت و منفی یا قهرمان و ضد قهرمان نیز تقسیم میشوند.
- کشمکش داستان: کنش یا چالش بزرگ که شخصیت اصلی یا یکی از شخصیتهای داستان با آن روبهرو میشود و این کشمکش معمولا ایده و دلیل به وجود آمدن داستان است.
- جزئیات داستان: چیزی که داستان را جذاب میکند و مخاطب را به خواندن ترغیب میکند، جزئیات داستان است. استفاده از تخیل برای بال پر دادن به شخصیتها، شرایط، صحنه و عناصر دیگر داستان، حتما داستان شما را جذاب تر میکند. به طور مثال به جای آنکه بگویید «آتش گرم بود» بگویید «گرمای آتش حس زندگی دوباره را در بدنم جاری کرد». البته توجه کنید در شاخ و برگ دادن به داستان زیادهروی نکنید، این کار میتواند باعث عدم جذابیت داستان شما شود.
- نقطه اوج داستان: نقطهای که در آن جذابترین اتفاق داستان رخ میدهد و جایی است که مخاطب را .
- نتیجه داستان (پایان داستان): بعد از پشت سر گذاشتن نقطهی اوج داستان، قاعدتا مشکلات داستان حل شده و ابهام دیگری وجود ندارد، حال میتوان به نتیجهگیری و پایان داستان پرداخت، این کار اگر به درستی انجام شود میتواند تاثیر بهتری بر روی خواننده بگذارد. البته اگر داستان و رمان شما دنبالهدار است، میتوانید با ایجاد ابهام در ذهن مخاطب آن را به مطالعه داستان بعدی ترغیب کنید.
چالشهایی که نویسندگان تازه کار، با آنها رو به رو میشوند!
- شخصیت ممکن است به حد کافی قابل توجه نباشد: خوانندگان میخواهند تشخیص دهند که شخصیت اصلی داستان، چه طور مشکلاتش را رفع می کند.
- شخصیت خیلی خوش شانس باشد: باید یک مشکل واقعی داشته باشد. برای مثال، شخصیت باید از میان یک بیابان، راه برود تا دوستش را نجات دهد. گرچه ممکن است که اگر یک نفر را نشان دهیم که سوار جیپ شده است و فقط آن را سواره نشان دهیم، تقریباً تا اندازه ای موثر نباشد.
- شخصیت، مشکلاتش را به وسیله تلاش های خودش حل نمی کند: اگر مشکلات برای شخصیت حل شود و ما خیلی کم در مورد آن بگوییم، خواننده مایوس و ناامید میشود.
- گره گشایی، ممکن است مورد انتظار باشد: خواننده از ابتدا میداند که شخصیت چگونه مشکلش را حل خواهد کرد و این بر عهده نویسنده است که توجه خواننده حفظ شود. حتی اگر پایان کار، مورد انتظار مخاطب باشد.
- نتیجه داستان، ممکن است به حد کافی برای مخاطب مناسب نباشد. وگرنه، پیام نویسنده را نمیبیند. مخاطب های داستان، چه کسانی هستند؟ یک کودک ممکن است چیزی را طوری ببیند که یک جوان، آن را لایق نشمارد.

چگونه داستان بنویسیم؟
بعد از آشنایی با مفهوم و جنبههای مختلف داستان که به آنها پرداخته شد، اکنون میتوانید برای نوشتن داستان خود دست به کار شوید. برای اینکه داستان نویسی را به بهترین حالت انجام دهید و پیش بروید، چند گام را پیش رو دارید که به ترتیب به آنها میپردازیم. از آنجایی که ساختار داستاننویسی با فیلمنامه تشابههایی دارد بد نیست بعد از مطالعه کامل این مقاله به مطالعه مقاله چگونه فیلمنامه بنویسم مراجعه کنید.
گام اول: درمورد ایده داستان خود به قطعیت برسید
همانطور که گفته شد ایده مغز داستان است، پس باید بیشتر روی آن تفکر شود. هر ایده شاید در ابتدا خوب به نظر اما با کمی تأمل و بررسی بیشتر میتواند این طور نباشد. البته نباید کمال گرایی باعث جلوگیری از نوشتن داستان شما شود، اما تأمل میتواند باعث انتخاب مسیر درست شما در داستاننویسی شود.
گام دوم: یک لاگ لاین برای داستان بنویسید
لاگلاین به خلاصه ای کوتاه از داستان در حد یک یا چند جمله ( معمولا 25 تا 50 کلمه) گفته میشود. شما در لاگلاین به معرفی کلی داستان، شخصیت یا شخصیتهای اصلی و اتفاق اصلی رخ داده در داستان میپردازید. در لاگ لاین شما باید به نحوی جذاب و قابل درک داستان خود را در جملهای کوتاه بیان کنید.
گام دوم: طرح داستان را بنویسید
در طرح داستان شما به طور مختصر به بررسی و توصیف عناصر داستان مثل رویداد و اتفاقات، شخصیتها، صحنه، کشمکش و موارد دیگر میپردازید. طرح داستان برای بیان کلی عناصر و اتفاقات است و ریز جزئیات داستان در آن مطرح نمیشود. این کار شما را در طراحی و نوشتن داستان بسیار کمک میکند و البته اگر قصد فروش داستان را دارید، برای بازاریابی داستان مفید است.
گام سوم: شخصیتهای داستان را لیست کنید
بهتر است لیستی از شخصیتهای داستان را در قالب یک جدول تهیه کنید و تمام جزئیات شخصیتی و حالات روحی و جسمی آن را بنویسید. این کار باعث تجسم بهتر شخصیتها میشود و در زمان نوشتن داستان مسیر را برای شما هموارتر میکند.
گام چهارم: داستان خود را بنویسید
حالا وقت آن است که شروع به نوشتن متن اصلی داستان خود کنید. ابتدا یک مکان مناسب برای خود انتخاب کنید تا تمرکز و شرایط لازم برای نوشتن را به دست آورید. حالا هر آنچه در ذهن دارید و به آن فکر کردهاید را بر روی کاغذ بیاورید. با توجه به نکاتی که قبلا گفته شد داستان شما از یک نقطه شروع میشود، اتفاقات و رویدادها رخ میدهند، به نقطه اوج خود میرسد و در نهایت پایان مییابد.
در نوشتن داستان از میل شدید به ثبت همه جزئیات و ریزبینی جلوگیری کنید و فقط به موارد که لازم هست بنویسید بپردازید. پرداختن زیاد به جزئیات میتواند داستان شما را نابود کند و مخاطب را از درک مفهوم داستان باز دارد.
گام پنجم: اندکی استراحت کنید و به ویرایش بپردازید
بعد از اینکه داستان خود را نوشتید، بهتر است زمان کوتاهی از داستان خود دور باشید و ذهن خود را آزاد کنید. سپس به داستان خود مراجعه کنید و بدون تعصب و حساسیت متن داستان خود را ویرایش کنید. این کار اگر به درستی انجام شود در نهایت نتیجه مطلوبتری را به همراه دارد.
گام ششم: مطالعه داستان را به فرد دیگری بسپارید
در قالب حرفهای داستان نویسی، بهتر است بعد از بررسی و ویرایش متن داستان و قبل از انتشار داستان، به عنوان مرحله نهایی داستان را به فرد یا افراد دیگری برای مطالعه بسپارید تا اگر مشکلی در متن داستان وجود آن را بررسی و به شما اعلام کند. در نهایت اگر داستانتان نیاز به اصلاحات داشت آنها را اعمال کنید.
گام هفتم: داستان خود را منتشر کنید
در مرحلهی پایان باید داستان خود را برای نشر آماده کنید. برای این کار لازم است آن را ویراستاری کنید، سپس صفحه آرایی کنید و در نهایت آن را چاپ کنید یا به صورت الکترونیک آن را منتشر کنید. بهتر است این موارد را توسط متخصص انجام دهید. در این خصوص میتوانید مقالات ویراستاری چیست ، صفحه آرایی چیست و 7 گام برای چاپ کتاب را مطالعه کنید.
در پایان برای شما آرزوی موفقیت میکنیم و امیدواریم از این آموزش نهایت استفاده را ببرید.


ممنون استفاده کردم .
من مدتها بود که ایدههای پراکندهای در سر داشتم و همیشه با این پرسش کلیدی کلنجار میرفتم که «چگونه داستان بنویسیم؟» تا بتوانیم آن طرحهای ذهنی را به یک اثر مکتوب و جذاب تبدیل کنیم. راستش قبلاً تصور میکردم داشتن یک ایده جذاب به تنهایی برای شروع کافی است، اما هر بار که دست به قلم میشدم، در میانههای راه به دلیل عدم آشنایی با مفاهیم پایهای، چالشهای ساختاری و بایدها و نبایدهای داستاننویسی متوقف میشدم. مطالعه این مقاله برای من دقیقاً نقش یک راهنمای عملیاتی را ایفا کرد؛ بهویژه تفکیک درست مرحله ایدهپردازی از شناخت ابزارهای روایی و مفاهیم اولیه، دیدگاه من را نسبت به فرایند خلق اثر کاملاً دگرگون ساخت.
توضیحات مربوط به تعریف داستان بهعنوان «بازآفرینی» یک رویداد و بررسی گامبهگام انواع داستانهای کوتاه و بلند فوقالعاده کاربردی و دقیق بود. این بررسی تحلیلی باعث شد متوجه شوم چگونه باید زاویه دید و عناصر داستانم را تنظیم کنم تا ریتم روایت حفظ شود. بعد از پیادهسازی گامهای مطرحشده در این مطلب، موفق شدم اولین پیشنویس داستان کوتاهم را با چارچوب استاندارد به پایان برسانم و از تجربه مطالعه این برگه و خروجی کارم نهایت رضایت را دارم. مطالعه این مطلب را به همه علاقهمندان به دنیای نویسندگی و تولید محتوای داستانی پیشنهاد میکنم.
سلام و درود بر شما دوست عزیز و فرهیخته. از اینکه تجربه کاربردی و دیدگاه تحلیلی خود را پس از مطالعه مقاله «چگونه داستان بنویسیم؟» با ما به اشتراک گذاشتید بسیار سپاسگزاریم. تحلیل دقیق شما به یکی از بنیادینترین چالشهای عرصه نویسندگی اشاره دارد؛ یعنی فاصله میان «ایده خام» و «سازه روایی منسجم». ایده بدون شک هسته اولیه و موتور محرک هر اثری است، اما آنچه به ایده تشخص ادبی و داستانی میبخشد، تسلط بر ابزارهایی نظیر پیرنگ (Plot)، کشمکش (Conflict)، شخصیتپردازی و انتخاب لحن و زاویه دید مناسب است. تعریف داستان به عنوان یک بازآفرینی خلاقانه نیز تأکید بر همین نکته دارد که نویسنده نباید صرفاً بازگوکننده ساده رویدادها باشد، بلکه باید واقعیت یا تخیل را در قالبی مهندسیشده و دارای انضباط ساختاری بازآفرینی کند.
در مسیر حرفهای داستاننویسی، پس از شکلگیری ایده و تدوین پیرنگ اولیه، مرحله بازنویسی و تنظیم عناصر روایی اهمیت دوچندانی پیدا میکند تا متن از نظر ریتم و پیوستگی معنایی به غنای کافی برسد. بسیار خرسندیم که راهنماییهای ارائه شده در این مقاله توانسته است مسیر نگارش پیشنویس نخست اثرتان را شفاف و هموار سازد. به یاد داشته باشید که پس از تکمیل نهایی متن داستان، رعایت استانداردهای ساختاری و آمادهسازی فنی متن (از جمله ویرایش، رعایت اصول نگارشی و در نهایت صفحهآرایی حرفهای و فرمتبندی کتاب) گام مکمل و حیاتی برای عرضه یک اثر فاخر به جامعه مخاطبان و صنعت نشر خواهد بود. برای شما در مسیر قلمزدن و خلق آثار بعدی آرزوی موفقیت و توفیق روزافزون داریم.
ولی من هنوز نفهمیدم!!!!